|
انجمن حجتيه از اوا سط دهه سى، يك تشكل مذهبى ويژه به هدف مبارزه با بهائيت تهران و سپس ساير شهرها پديد آمد. رهبرى اين تشكل از سال 1332 ش در اختيار يك روحانى قرار گرفت كه بجز سوابق حوزوى، در نهضت ملىشدن نفت نيز فعال بود. اين تشكل كه انجمن خيريه حجتيه ناميده مىشد نه فقط در حوزه مبارزه با بهائيت، بلكه در محدودهاى وسيعتر و طى بيش از دو دهه، در تعميق بسيارى از آموزشهاى دينى، ولو با برداشتى خاص، در سطح جامعه مذهبى ايران موثر بود.
انجمن خيريه حجتيه مهدويه به سال 1332 به تلاش حاج شيخ محمود (تولائى مشهور به) حلبى فعاليت خود را آغاز كرد مرحوم حلبى با همكارى جمع زيادى از متدينين ـ كه تحت عنوان هيئت مديره، امور انجمن را اداره مىكردند ـ تا آغاز پيروزى انقلاب اسلامى، به فعاليت فرهنگى بر ضد اين فرقه اشتغال داشت و از هر جهت تلاش مىكرد تا افزون بر جمعآورى اطلاعات، به تربيت نيرو براى مقابله با بهائيان و تبليغات آنان بپردازد. انجمن طى بيست و پنج سال، ضمن مبارزه با بهائيت، توانست جمع زيادى از نيروهاى جوان را در بسيارى از شهرها به خود جذب كرده و آنان را با مسائل اعتقادى آشنا كند اساسنامه انجمن حاوى اصولى بود كه چهارچوب فعاليت آن را مشخص مىكرد: تبليغ دين اسلام و مذهب جعفرى و دفاع علمى از آن، تشكيل كنفرانسها و سمينارهاى علمى و دينى در نقاط مختلف كشور با رعايت مقررات عمومى، چاپ و پخش جزوات و نشريههاى علمى و دينى با رعايت قوانين مطبوعاتى كشور، تاسيس كلاسهاى تعليم و تدريس اخلاق و معارف اسلامى با رعايت مقررات عمومى، ايجاد كتابخانه و قرائتخانه و اماكن ورزشى با رعايت قوانين مربوطه، انجام امور خيريه عمومى و مساعدت فرهنگى موسسات اسلامى و اخذ تماس با مجامع بينالمللى با نظر مقامات ذىصلاحيت و... در تبصره دوم اين اساسنامه تاكيد شده بود كه «انجمن به هيچ وجه در امور سياسى مداخله نخواهد داشت و نيز مسووليت هر نوع دخالتى را كه در زمينههاى سياسى از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، برعهده نخواهد داشت». اين همان تبصرهاى بود كه انقلابيون پيش و پس از انقلاب از آن ناراحت بودند. كتاب جریانها و سازمانهای مذهبی ـ سیاسی ایران؛ نوشته رسول جعفریان؛ صص ۳۷۸-۳۶۸
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 15:10  توسط بهمن محرمی
|
نظر تولستوی درباره اسلام ومسیحیت وهمچنین بهاییت درجواب نامه مادری که از مسلمان شدن فرزندانش نگران بوده است.
عینا بخوانید هم اينك كسي كه اين سطور را براي شما مينويسد يك مسيحي است و با اين كه به تعليمات مسيحيت سالها بسيار مشكل است بايد بگويم كه دين اسلام و تعليمات محمدي با تمام خصوصياتش و آن چنان كه در ظاهر ديده ميشود بسيار بسيار از مسيحيت كاملتر و باارزشتر ميباشد. حداقل خصوصيات ظاهري دين اسلام با مسيحيت اصلا قابل قياس نيست. اگر بر فرض مثال براي هر انساني اين امكان وجود داشت كه در ميان دو دين اسلام و مسيحيت يكي را برگزيند و خداي خود را با آن دين پرستش نمايد. بايد ابتدا فكر ميكرديم كه پرستش كليسا، ايمان به حضرت مريم و پرستش او، پرستش غير مسيح و ايمان به خداوند همه با هم امكان ندارد و اين چندگانگي در پرستش مخالف دين توحيدي است. در صورتي كه در مقابل آن دين اسلام وجود دارد كه در آن تنها پرستش خدا است و بس و همين دليل است كه دين اسلام را نسبت به مسيحيت برتر ميكند و هر انساني كه عقل سليم و هوش نيكو دارد در اين انتخاب حتما بايد اسلام را برگزيند نه دين ديگري را.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 12:51  توسط بهمن محرمی
|
یاسیدوسالار شهیدان
اسلام سرآغازش محمدي و استمرارش حسيني بود و قيام كربلا آغازش حسيني و تداومش زينبي بود. خداوند در هر برهه اي از زمان عده اي را برمي انگيزد تا دلها را مجدداً احيا كنند. حسين (ع) جزو آن احياگراني است كه با حركت خود بسياري از مردگان را احيا كرد. جنبشي را كه حسين«ع» بوجود آورد جنبشي آشكار در تاريخ بود و تأثير خود را در دلهاي مردم گذاشت.
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 16:20  توسط بهمن محرمی
|
جبران خليل جبران آن شخصيت مسيحي بزرگ در مورد حسين(ع) مي گويد: حسين چراغ فروزان تمامي اديان است و من او را چنين توصيف كرده ام كه حسين گوهر جاودانه و هميشگي اديان است و او گوهر دين واحد مي باشد.
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 16:17  توسط بهمن محرمی
|
گاندی
اگر مي خواهي پيروز شوي بايد در خط حسين حركت كني و نيز مي گويد من از حسين آموختم كه مظلوم باشم تا پيروز شوم
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 16:12  توسط بهمن محرمی
|
بنام خدا وصلوات برمحمد (ص) وآل محمد
مطالبی در مورد مذاهبی که توسط استعمار گران در منطقه خاور میانه پدید آمده است(وهابیت-بابیت-بهائیت) در وبلاگ گذاشتم که امیدوارم مطالب خوبی برای آشنایی با ادیان ومذاهبی باشد استمار گران برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان ایجاد کردهاند استعمارگران با هدف ازبین بردن اسلام ناب که باعث مقاومت مردم منطقه در مقابل آنها ست سالهای سال است که دارند کار می کنند از دلایل آن می توان ایجاد فرقه مانند وهابیت با کمک انگلیسها راکه دیگر فرق اسلامی بخصوص شیعیان را کافر می دانند وقتل غیر وهابیون را مجاز می داند وباین ترتیب باعث تفرقه بین مسلمین شده است۰ ایجاد فرقه بابی در زمانی که مردم از دست انگلیس وروس خسته وچشم به راه مهدی موعود بودند وایجاد فرقه بهاییت چنانچه خواهید دید آموزه هایش برابر سیاست استعمار گران است۰ ودر جایی خواندم که انگلیسیها و آمریکاییها قصد ایجاد فرق دیگر نیز داشته اند،عینا بخوانید در کتاب «خاطرات مستر همفر» ميخوانيم:
ومن الله توفیق
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 16:45  توسط بهمن محرمی
|
بنام خدا وصلوات برمحمد (ص) وآل محمد
مطالبی در مورد مذاهبی که توسط استمار گران در منطقه خاور میانه پدید آمده است(وهابیت-بابیت-بهائیت) در وبلاگ گذاشتم که امیدوارم مطالب خوبی برای آشنایی با ادیان ومذاهبی باشد استمار گران برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان ایجاد کردهاند استمارگران با هدف ازبین بردن اسلام ناب که باعث مقاومت مردم منطقه در مقابل آنها ست سالهای سال است که دارند کار می کنند از دلایل آن می توان ایجاد فرقه مانند وهابیت با کمک انگلیسها راکه دیگر فرق اسلامی بخصوص شیعیان را کافر می دانند وقتل غیر وهابیون را مجاز می داند وباین ترتیب باعث تفرقه بین مسلمین شده است۰ ایجاد فرقه بابی در زمانی که مردم از دست انگلیس وروس خسته وچشم به راه مهدی موعود بودند وایجاد فرقه بهاییت چنانچه خواهید دید آموزه هایش برابر سیاست استعمار گران است۰ ودر جایی خواندم که انگلیسیها و آمریکاییها قصد ایجاد فرق دیگر نیز داشته اند،عینا بخوانید در کتاب «خاطرات مستر همفر» ميخوانيم:
ومن الله توفیق
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 16:36  توسط بهمن محرمی
|
پیدایش فرقه ضاله بهاییت میرزا حسینعلی نوری (۱۸۱۷-۱۸۹۲) معروف به بهاالله پایهگذار دیانت بهایی است. بهاییان او را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین میدانند. میرزا حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله در تاریخ ۲۱ آبان سال ۱۱۹۲ (۱۲ نوامبر ۱۸۱۷) در شهر تهران و در خانوادهای ثروتمند متولد گردید. پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت . دوران نوجوانی و جوانی بهاء الله در رفاه دادن به نامحرمان و آسایش سپری شد با آغاز دعوت باب در سال ۱۲۲۱(۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی) اقدامات و فعالیتهای او در گسترش آیین باب او را تبدیل به یکی از مهمترین پیروان باب نمود بعد از تیرباران شدن باب به فعالیتهای خود همچنان ادامه داد تا در جریان تیر اندازی به ناصرالدین شاه در سیاه چال تهران حبس شد بواسطه نفوذ شوهر خواهرش که منشی سفارت روسیه بود از مرگ رهایی یافت و به شهر بغداد در امپراتوری عثمانی تبعید گردید . بتدریج بابیانی که از کشتار نجات یافته بودند در بغداد به او پیوستند . مدت دو سال به علت اختلافات داخلی بابیان به کوههای سلیمانیه رفته و در انزوا زیست سپس به بغداد باز گشته رهبری بابیان را به دست گرفت و شروع به بازسازی جامعه بابی نمود ازاقدامات او در این زمان میتوان از تالیف کتاب ایقان نام برد. بعد از حدود ۱۰ سال از بغداد به شهر استانبول تبعید گردید وی قبل از خروج از بغداد اعلان نمود که همان موعود و یا «من یظهره الله » است که باب به او بشارت داده وپیروان خویش را به ایمان به او سفارش نموده بود . بهاءالله پس از مدت چهار ماه اقامت در استانبول به شهر ادرنه تبعید گردید وی در آنجا نامههایی به سران ممالک نوشت و آنان را به ایمان به خویش دعوت نمود در دوران ادرنه اختلاف او و برادرش ازل که خود را جانشین باب میدانست شدت یافت . اکثریت بابیان به بهاء الله گرویده و از آن پس بهائی نامیده شدند بقیه به ازلی معروف شدند. بهرحال پس از ۵ سال اقامت درادرنه بهاءالله به زندان شهر عثمانی یعنی « عکا » واقع در اراضی فلسطین تبعید گردید و در قلعهای زندانی شد تا بالاخره این امکان را یافت که در خانهای به نام قصر بهجی اواخر عمر را به سر برد وی درسن ۷۵ سالگی در سال ۱۸۹۲ میلادی وفات نمود . مدفن او در شهر عکا به نام «روضه مبارکه» قبله بهائیان میباشد . بنا به وصیت بهاءالله فرزند ارشدش عبدالبهاء رهبری بهائیان را عهده دار گردید . آثاراز آثار بهاءالله میتوان به نامههایی که برای پیروانش میفرستاد اشاره کرد وی در خلال این نامهها تعالیمش را برای پیروانش تشریح مینمود این نامهها در میان بهائیان به « لوح» مشهورند تعداد آنها را بیش از شانزده هزار لوح میباشد . دیگر آثار او : کتاب اقدس ، کتاب ایقان ، کلمات مکنونه ، جواهر الاسرار ، هفت وادی ، چهار وادی ، الواح سلاطین و ... جای پای روس وانگلیس فتنه باب وبها ازتوطئه های مهمی است که ازاواسط دوره قاجاریه باهدف اسیب رساندن به اسلام وخصوصاّ تشیع از سوی کانونهای استعماری طراحی شدودرمسیرتداوم حیات سیاه وتباهش همواره درکنار دشمنان اسلام ، درصددضربه زدن به این دین مبین وازبین بردن خصلتهای ضداستکباری وظلم ستیز ان بودودریک کلام هدف طراحان این فتنه، تلاش برای شکستن کیان واقتدارملی ایرانیان که اززمان صفویان حول محور تشیع پدیدامده ومنافع قدرتهای استکباری واستعماری راتهدید می کرد،بود. نخستین گروههای خارجی وعناصری که باهدفهای استعماری پابه سرزمین ایران گذاشتتند، جامعه ایران راجامعه ای محکم ویکدست درسایه اتحادعقیدتی وباورهای اسلامی یافتندوپس از دهها سال امدورفت ومطالعه ورایزنی به این نتیجه رسیدندکه برای نفوذدراین جامعه وکشاندن ایران به جاده استعمارواستثمار،چاره ای جزایجاداختلاف در عقایددینی مردم وتقسیم این رودخانه درخشان به جویبارهای کوچک وکم رمق وبی اهمیت ندارند. به همین سبب تلاش درراه تضعیف بنیانهای اعتقادی مردم ایران وایجاداختلاف درمیان انان رادردستورکارخوقراردادند. براساس همین درک واحساس نیاز بودکه مشاهده می کنیم دولت انگلستان به عنوان قدرت طرازاول ومسلط استعماری ان روزگار، برای نفوذدرسرزمینهای اسلامی بویژه ایران،طرح وبرنامه ای مفصل تدارک میبیندوبرای ایجادشکافت دربافت اعتقادی مردم مسلمان وشیعه مذهب ایران بوجه هنگفتی درنظر می گیردونایب السلطنه وفرمانروای هندوستان اعلام می کند که غازی حیدرالدین پادشاه"صوبه اود" وفرمانفرمای "لکنهو" تمام مایملک ودارایی خودراوقف مراکز دینی شیعیان جهان کرده است تادرامد حاصله از ان درهرسال صرف امورمعیشتی وتحصیل علوم دینی طلاب شیعه مذهب شود. (1)ازهمین زمان شعبه ویژه اموردینی واوقاف درکنسولگری های انگلیس درشهرهای ایران ، بویژه شهرهای مذهبی نظیر مشهدوقم وشیرازونیزدرشهرهای عراق وبین النهرین مانند شهرهای کربلا و نجف وسامره اغازبکارکرد.دراین شعبه های نوبنیادکه زیرنظرسفارت بریتانیای کبیر درتهران اداره می شدند، چندین کارشناس اموردینی عضووزارت مستعمرات انگلستان (که به زبانهای فارسی وعربی تسلط کامل داشتند) مشغول به کارگردیدند.دیپلماتهایی که دراین شعبه ها فعالیت می کردند،ظاهراً صاحب عنوان "دبیر" بودند.اینان اطلاعات فراوانی پیرامون ادیان ومذاهب داشتندودر هرشهر،عوامل وجاسوسان مخصوصی با این "دبیران ادیان" درارتباط بودندوبابودجه مخصوصی که دولت انگلستان به نام "موقوفه صوبه اود" دراختیارانان گذاشته بود،درفعالیتهای مذهبی واسلامی مردم اخلال می کردند.سرارتورهاردینگ دیپلمات معروف وسفیروقت دولت انگلستان درایران،این بودجه رابه یک اهرم قدرتمندتشبیه می نمایدومی نویسد:"اختیار تقسیم وجوه موقوفه صوبه اوددردستهای من ماننداهرمی بودکه باان می توانستم همه چیزرادرایران ودربین النهرین بلندکنم وهر مشکلی راحل وتصفیه نمایم..."(2) سیاستمداران ودولتمردان انگلیسی که دران ایام افتاب درمستعمراتشان غروب نمی کرد،کینه ای اشتی ناپذیربااسلام ومسلمانان داشتندوانهاراسدراه تسلط خودبرملل وسرزمینهای مشرق زمین می دانستند،تاجایی که لردگلادستون نخست وزیرانگلستان دریکی ازجلسات پارلمان این کشوربه پشت تریبون رفت ودرحالیکه قران کریم رابرسردست بلندکرده بودخطاب به نمایندگان گفت:"تااین کتاب دردست مسلمین است کاری ازانگلستان درباره انان برنمی ایدومانمی توانیم برانان حکومت کنیم ." به همین دلیل بود که اساس سیاست انگلستان درکشورهاوسرزمینهای اسلامی برپایه ایجادتفرقه واختلاف دربین مردم وفرقه هاومذاهب قرارگرفت و"شعبه امورادیان"درسفارتخانه های بریتانیادرکشورهاوشهرهای اسلامی بوجودامدودولتمردان انگلیسی مبارزه بااسلام وایجاداختلاف بین مسلمانان وپیروان مذاهب محتلف اسلامی رادردستورکارخودقراردادندودراین میان بیش ازهمه برای ایجاداختلاف دربین شیعیان برنامه ریزی کردند.انگلیسیها که ازهمان ابتدای ورود به ایران درزمان صفوبه،شیعه راسد راه وصول به اهداف استعمارگرایانه خودیافته بودند،دراندیشه تضعیف باورهای اسلامی واعتقادات ضد سلطه بیگانه مردم شیعه مذهب ایران بودندوبا هدف تضعیف قدرت نظامی واقتصادی شیعیان،همواره سلاطین عثمانی را به جنگ باایران ودرگیری ونبردخونین باپادشاهان شیعه مذهب صفوی تشویق می کردند.براین اساس یکی از محورهای عمده تلاشهای کارگزاران استعماری وماموران ودبیرهای شعبه ادیان وزارت مستعمرات ونیمه مستعمرات ومستملکات دولت انگلستان،پیداکردن،تشویق وپشتیبانی وحمایت از مدعیان مهدویت(به عنوان یکی از اصول اعتقادی شیعه)باهدف ایجادتشتت وپریشانی وچنددستگی درمیان مسلمین بود.این حرکت درایران که در همسایگی هندوستان،یعنی بزرگترین وزرخیزترین مستعمره بریتانیاقرارداشت،واجدویژگی واهمیت خاص بود.این نکته قابل تعمق واندیشه است که تنهادرفاصله زمانی پنجاه سال چندین مدعی مهدویت درسرزمینهای اسلامی پیداشدند که به شهادت اسناد ومدارک تاریخی که همگی وبدون استثناازحمایت دولت انگلستان برخورداربودندوبه شهادت همان اسنادتاریخی سه تن از این مدعیان مهدویت ایرانی وعبارت بودند از میرزاسیدعلی محمدشیرازی(باب)ومیرزاحسینعلی نورکجوری(بهاءالله)ومیرزا یحیی صبح ازل،که"سیدعلی محمدشیرازی" فتنه بابیگری رادر ایران پدید اوردوموجب خونریزی وکشتاردرایران شدو"میزاحسینعلی نوری"فرقه ضاله بهاییت راایجادکردکه ان هم باعث صدمات جبران ناپذیری به مردم این اب وخاک گردیدو"میرزایحیی صبح ازل "هم فرقه ازلیگری راایجادکرد.فتنه"بابیگری"و"بهاییگری"و"ازلیگری"همگی از ابشخور"شیخیگری"واندیشه های شیخ احمداحسایی سیراب می شوند.براساس مدارک موجود،ماموران دولت انگلستان مدتها پیش ازانکه سیدعلی محمدشیرازی(باب)ادعای خویش رامطرح سازداورازیرنظرداشتندوهمواره گزارش فعالیتهای وی وپیروانش رابه لندن می فرستادند.برابر سندموجوددربایگانی وزارت امورخارجه انگلیس،به تاریخ 21 ژوین 1850 که یک مامورناشناس انگلیسی ازتهران به لندن ارسال داشته چنین امده است:"جناب لرد پالمرستون برحسب تعلیمات جناب لرد،اینجانب افتخاردارد شرحی درباره مسلک جدید"باب"رالفاً ارسال دارم.مطالب ضمیمه رایکی ازپیروان باب به من داد ومن تردیدی در صحت ان ندارم...در یک جمله،این(درشمار)ساده ترین مذاهب است که اصول ان درماتریالیسم،کمونیسم ولاقیدی نسبت به خیروشرکلیه اعمال بشر خلاصه می شود.افتخاردارم که منقادترین چاکرناچیزباشم. امضاء ناخوانا" نقش آمريكا در گسترش فرقه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 16:6  توسط بهمن محرمی
|
سید علیمحمد شیرازی (اول محرم 1235 هـ.ق - ۲۸ شعبان 1266 هـ.ق) بازرگانی از شیراز، بود که در سن 25 سالگی، ادعا کرد نایب امام زمانوبعد ادعا کرد قائم موعود یا مهدی موعوداست. و سپس ادعا کرد که پیامبری جدید است و دینی تازه به نام بابی آورد. او شش سال بعد درتبریز به جوخه آتش سپرده شد
شرح حال در کودکی به مکتب شیخ عابد رفت و در آنجا خواندن و نوشتن و سیاه مشق
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 15:37  توسط بهمن محرمی
|
با سلام انشا الله قصد دارم مطالبی در مورد ادیان ومذاهبی که با کمک استعمار گران در خاور میانه بوجود آمده جمع آوری کنم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 14:38  توسط بهمن محرمی
|
|